۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

شعری از قبانی درد بشر مشترک است زبان ها فرق دارند

از حکومتِ مطلقه هیچ گاه خرده مگیر
صدایت را هم بالا نبر...
تا در امن و امان باشی
بی رنگ باش...
بی طعم... و بی بو
بی نظر
آنگاه در امان خواهی بود
از هوا بنویس...
اگر بخواهی می توانی در امان باشی
این قانونِ قلمروِ مرغانِ اهلی است
نویسنده ای که سرپیچی کند
سلاخی می شود
ای آنکه قلم را کیلویی می خری!
ما هیچ از تو نمی خواهیم
اگر می خواهی ما را بکش...
امت ات را هم با آتش و شمشیر مسلح کن
تا هیچ کس ردای خلافت از شانه ات برندارد
شرابِ نابِ نفت ات را بنوش
فرهنگ را برای ما بگذار.
نزارقپانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر