۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ما و آرمان فلسطین

لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود
همانا شدید ترین دشمنان مسلمین یهودیانند(در زبان عربی برخی کلمات را تمییز گویند یعنی باعث روشن شدن کلمات قبل میشوند . کلمه عداوه در آیه ی فوق تمییز است یعنی شدید بودن در دشمنی)
آرمان فلسطین عنوانی است متداول برای یاد آوری مظلومیت اسلام و نمادی است برای ظلم ستیزی مسلمانان که برامده از دستورات اسلام ناب محمدی است که با ظالم ستیز کردن برای احقاق حق مظلوم را وظیفه آحاد مسلمین میداند. و قاتلوهم حتی لا تکون الفتنه.
آری قدس بما هو قدس آرمان ما نیست ، قدس مظهر مظلومیت مسلمین است و مبنای انجام وظیفه ی سایر مسلملنان . آنچه قدس را آرمان میکند ظلم است و آنچه برنتابیدن آن واجب است ظلم است وگرنه در فلسطین و مردمانش ویژگی خاصی ندارد که امام (ره) چنین توجهی را به آن معطوف دارد و روزی برای مسلمین مقرر کند تا فریاد ظلم ستیزی براوریم.
آری آنچه مارا به آرمان خواهی در مورد فلسطین می کشاند ظلم ستیزی است نه پیمان با مردم فلسطین ؛ بماند به ویژگی های مذهبی مردم فلسطین و عادات عثمان گونه شان( رجوع کنید به تاریخ زندگی فلسطینان قبل از اشغال) و احادیثی در که در باب فلاح انحصاری تشیع وارد شده؛ که وقتی دشمن متفق است دست روی اختلافات گذاستن را عقلا تقبیح می کنند.
اما اگر بنا به ظلم ستیزی است بنا به آیه شریفه ( یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم) باید آنچه در اطرافمان میگذرد را ببینیم ؛ مگر نه اینکه از جانب معصوم رسیده :( حب الوطن نصف الایمان) حال با وطن و مردمانش چه شده و چه به این مردم گذشته؟!!
آیا سیره ی امام (ره) غیر از این بود ؛ ابتدا شر طاغوت را از سر مردم وطنش کوتاه کرد و سپس مساله فلسطین را طرح نمود؟
آری ظلم ستیزی مبنای ماست و ظلم از سر مردم ما گذشته است.
البته نباید در این راه میزان از کف نهاد و راه افراط پیمود؛ امروز جنایت صهیونیزم را آشکار کرده اند اما در داخل خاک ایران ظلم ، تجاوز، قتل ، یکه به قاضی رفتن ، هرکه را خواستن محکوم نمودن و به هر کس که مخالف میل سخن گفت تهمت ناروا زدن و هرکه را خواستن بدون آنکه جرمش را بگویند دستگیر کردن و بستن و بی خبر رها کردن و فصل الخطابی همچون حکم تیر صادر کردن را به صد نیرنگ پوشانده اند و این خود دلیلی بر هم سیمایی اینام و صهیونیست هاست
آیا اگر امام بود چنین ظلمی را میدید و در سخنانش تهدید مضاعف می کرد ؟ آیا امام اصلا برمیتافت این ظلم را ؟ اگر مطهری و بهشتی و ... بودند این مسائل رخ می نمود ؟ چه خوش میگوید شیخ اجل سعدی که: ... همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی.
آری این همه ظلم چندان تعفن آور شده که بوی عفونت آن تا آسمان هفتم رسیده و در کنار صبرا و شتیلا و غزه عصبانیت و خروش مردم را به همراه دارد پس لا یغاروا علی کظه ظالم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر