۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

فکر هر کس بقدر همت اوست




بسم الله الرحمن الرحيم

در تاريخ 28/5/1388 مصاحبه ای از شبکه خبر پخش شد با حضور دکتر کاشانی استاد محترم دانشگاه و فرزند مرحوم آيت الله کاشانی با موضوع واکاوی کودتای 28 مرداد که از دو جنبه قابل تامل است

1 . جناب دکتر کاشانی از نزديکان نهضت آزادی می باشند که رابطه خوبی با حکومت فعلی ندارد و جابجا اين مساله را در کلاس درس و جلسات ديگر با صراحت بيان کرده اند. ايشان که از وکلای دادگستری نيز می باشند انگار بيش از اندازه حس وکالتشان گل انداخته و از آنجا که همواره مترصد دفاع از حق پدر مرحومشان که اگر بشتر از مصدق در کودتا نقش نداشته باشند نقششان کمتر نيست ( ايشان انسانی ساده لوح بوده که بسيار به اطرافيان خود اعتماد کردند) ميباشند ، هدف را توجيه کننده وسيله قرار دادند و در همين صدا و سيما که همواره بدان معترضند حضور پيدا کرده و وظيفه احيای حق پدر را به خوبی بجا آوردند غافل از اينکه حضور ايشان و توهين به دکتر مصدق اولا خواسته ی صدا وسيمای ننگين است و مهم نيست چه کسی می گويد- خصوصا در اين وضعيت که لنگه کفشی در بيابان نعمت است- و ثانيا باز ساده انديشانه خود را در اين موقعيت تاريخی بی آبرو کردند و ماجرای مصدق که قهرمان نهضت ملی نفت است را سياه جلوه دادند که دود اين آتش ابتدا در چشم خود آقای دکتر خواهد رفت چرا که در انتها مجبور شدند جريان کودتای 28 مرداد را با حوادث بعد از 22 خرداد 88 مقايسه و با اکراه اين را به آن تشبيه کنند.

بهتر است آقای دکتر کمی به ساده انديشی پدر توجه کنند و يکه به قاضی نروند . البته نبايد از اين نکته غافل بود که پسر کو ندارد نشان از پدر.

2 . نکته دوم اختصاص به مضمون کلام دکتر داردکه گفته اند: که مصدق قانون شکنی کرد و بر خلاف قانون مجلس را تعطيل کرد و اين مقدمه ی کودتا شد

جناب استاد دقت فرماييد اولا مجلس آن دوره همه متفقا آمده بودند نگذارند دکتر مصدق کار خود را در راستای احقاق حق مردم پيش ببرد و بر مبنای اجازه قانون در مورد نخست وزير اين کار را کردند و ثانيا اگر دکتر مصدق که مجلس را تعطيل کرد و ... خلاف قانون بود و قانون شکنی کردو خلاف قانون اساسی مشروطه و قانون پهلوی پيش رفت امام خمينی که يک قانون شکن تمام عيار بودندکه هم مردم را دعوت به شورش کردند و هم عليه شاهی که به شاهنشاهي اش در قانون تصريح شده بود دست به مبارزه زدند و موجب بر هم خوردن نظم جامعه و کشته شدن مردم گشتند

آقای دکتر دفاع از پدر خوب است اما به چه قيمتی . در ضمن ساده لوحی مرحوم پدر را تکرار نکنيد.

در پايان جناب دکتر به شما يادآوری می کنم –ضمن عرض ارادت و ابراز شاگردی- در زمانی که حلقه ی ظلم تنگ می شود و فساد فراگير شده و دروغ راست مي شود و راست دروغ بايد خروج کرد[ انما خرجت لطلب الاصلاح .... بيان سيد الشهدا] . اينجا قانون خود وسيله ی توزيع و گسترش ظلم است و بعضا نقض آن مقدمه ی واجب. به اين گفته ی سولژستنين شما را توجه می دهم: ملتی که قانون ندارد ملت شور بختی است اما از آن شوربخت تر ملتی است که جز قانون چيزی ندارد.

استاد گرانقدر ؛در تاريخ برای خود ننگ نخريد، چهره ی درخشان مصدق را نه شما و نه اين حکومت ننگين و ظالم نمی تواند مخدوش کند ؛ مراقب قضاوت تاريخ باشيد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر